درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ایمان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فردای امید




تن صحت ،خاطر جمع،عمر دراز،رزق فراخ، گشایش كار، دشمنان پیاده ،دوستان زیاده،رفع كل بلا

((دعای مردم بخارا در شب عید نوروز))





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
یک سالگی مان مبارک






نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

آن یكشنبه‌های زمستانی
نیز یكشنبه‌ها
صبح زود برمی‌خاست پدرم
و در آن سرمای استخوان‌سوز، كت بر دوش
با آن دستان ترك‌خورده از كار طاقت‌فرسای هفته
آتش می‌افروخت در هیزم ِ خواب آلود ِ بخاری دیواری.
كسی تشكر نمی‌كرد از او.
میان خواب و بیداری می‌شنیدم صدای رمیدن سرما را
شكستن مقاومتش را در شعله‌های آتش.
وقتی گرما اتاق‌ها را پر می‌كرد،
پدرم صدایم می‌زد،
و من آرام بر می‌خاستم و لباس می‌پوشیدم،
مقهور ِ صلابت ِ غریب ِ آن خانه.
پاسخش را با كلماتی كوتاه می‌دادم
با لحنی سرد
بی‌اعتنا به گرمای خانه
و كفش‌های واكس‌زده و براقم در دست‌های او.
چه می‌دانستم من؟ كجا خبر داشتم
از تنهایی ِ ژرف و زهد ِ زلال ِ عشق؟


رابرت هایدن





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

داخلی – یك زن ومرد- واحد50متری – حوالی 12 نیمه شب

زن :داروهاتو خوردی؟

مرد:الان می خورم باز یادم رفت

زن:اگه من حواسم نباشه تو اصلن جدی نمی گیری

مرد:(سكوت)

داخلی – یك زن ومرد-حوالی ساعت 6:30 صبح

زن (در رختخواب وخواب آلود):یه چیزی بخور داری میری سر كار ضعف نكنی

مرد:باشه نگران نباش

زن:واسه ات كیك وشیرآماده گذاشتم تویخچال بدقلقی نكن خیلی وقته شیر نخوردی

مرد :كیك رو می خورم شیرباشه واسه تو!

واحد 50 متری همان زن ومرد

زن :سویا گرفتم كه گوشتمون زود تموم نشه، تو روزنامه هم خوندم خیلی خاصیت داره

مرد(با غرور مردانه ی كاذب):دستت درد نكنه، اما هر وقت لازم داشتی بگو بخرم، فكر پولشو نكن

زن:از این به بعد میوه هم دونه ای بخر، سارا می گفت تو انگلستان همه اینجوری خرید می كنند ما هم كه دو نفریم زیاد خریدنش فقط ضرر، می مونه خراب میشه

فلاش بك (3 سال قبل)

پدر :تو نمی فهمی كله ات داغ  این راهی كه میری عاقبت نداره

دختر:من انتخوابمو كردم مگه چقدر راهه!؟ دو ساعت كه دیگه نمیشه غربت

پدر:تو باید درستو ادامه بدی هنوز خیلی زود هیجان زده ای

دختر (همراه با بغض):نمی خوام حرمت شما از بین بره اما اگه قراره اتفاقی بیفته باید با همین آدم بیفته

همان زن ومرد –همان واحد 50 متری   (روز زن)

مرد (با فراغ بال وارد خانه می شود):سلام خسته نباشی

زن :سلام تو خسته نباشی من كه كاری نكردم تو خونه بودم

(تلویزیون در حال پخش گزارشی به مناسبت روز زن)

مرد:وااااای یادم رفت، آخ خدایا

زن (خودش را به حماقت می زند):چی یادت رفت ؟

مرد : ....





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

طی چند سال گذشته با رشد قارچ گونه شبکه های فارسی زبان کپی برداری از برنامه های شبکه های معتبر خارجی افزایش داشته است نمونه های مشهورترش آکادمی موسیقی گوگوش و بفرمایید شام که بسیار پرمخاطب بوده اند تا حدی که در داخل هم حداقل شام ایرانی را داشتیم برنامه هایی که در نگاه اول کاملن تفریحی به نظر می رسد حال آنکه با نگاهی عمیق تر در می یابیم نکات زیادی در آن وجود دارد برای تعمق وتفکر .

نمونه ی اورجینال آکادمی موسیقی را که هالیوودی می باشد  واز شبکه ی بی آزار پی ام سی پخش می شود را چند روز پیش می دیدم افراد شرکت کننده اگر کیفیت پاییینی ارایه دهند با واکنش صریح داوران مواجه می شوند برخلاف آنچه که در نمونه های وطنی اینگونه برنامه ها می بینیم که اگر فرد شرکت کننده از کیفیت پایینی برخوردار باشد در ملغمه ای از تعارفات داوران به هیچ وجه دلشکسته نمی شود واین ریشه در فرهنگ مریض تعارفات ما دارد که تبعات منفی اش را بارها دیده ام از مناسبات جزیی روزمره تا مناسبات کلان سیاسی





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 فروردین 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
تاریخچه هفت سین
•••••••••••••••

در دوران ساسانی ظرفهای زیبای چینی از چین وارد ایران شد و به همین دلیل چینی نام گرفت. برای تفاوت گذاشتن بین ظرفهای چینی و فلزی، آنهایی که ساخت فلز بودند سینی نا میده شدند و آنها که از کایولین ساخته شده بودند چینی نام گرفتند. عدد هفت از هفت امشاسپند در دین زرتشتی ( اورمزد، وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد) گرفته شده و به نام هفت امشاسپند، هفت سینی یا بشقاب چینی را از قند و شکر و شیرینی پر می کردند و بر سر سفره می گذاشتند.

زرتشتیان در سفره ی هفت سین آینه را در مقابل شمع روشن قرار می دهند تا روشنایی بیشتر شود که نشانۀ احترام به آتش است. تخم مرغ نمایانگر زاد و ولد و زایش است که همیشه در سر سفره وجود داشته است. سیر به عنوان دارو و ماده ای برای گندزدایی و پاکیزگی، سکه به نماد سرمایه و ثروت، سنبل گُلی که عطرش نغمۀ آمدن
بهار می دهد و سبزه به نماد تولدی دوباره و شروع زندگی همیشه بر سر سفره بوده و
 بعضی از زرتشتیان سه قاب سبزه به نماد اندیشۀ‌ نیک، گفتار نیک و کردار نیک در سفره
قرار می دهند. از دیگر چیزهایی که بر سر سفرۀ‌ ایرانیان بوده نان به نماد فراوانی، شیر
تازه به نشان غذایی نوزادی که تازه متولد شده و شعمدان که شمع ها را به احترام آتش روشن می کردند می توان نام برد.


ماهی ، سیب ، سنجد و سمنو همگی سَمبل های باروری و زایش هسنتد که برای
زرتشتیان بسیار مهم و مقدس بوده اند.







نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 فروردین 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
فیلم :جدایی نادر از سیمین/اینجا بدون من/مرهم /آقا یوسف/چیزهایی هست که نمی دانی/نیمه شب در پاریس/اسب حیوان نجیبی است/سعادت آباد و...
کیوسک:ویژه نامه ی نوروزی مهرنامه/ویژه نامه نوروزی تجربه/ویژه ی نامه نوروزی نافه /عیدانه ی ماهنامه ی خط خطی/عیدانه ی همشهری داستان /عیدانه ی بخارا و وشماره ی ویژه ی روزنامه ی اعتماد
کتاب:خاطرات پس از مرگ باراس کوباس/داستان های یک دقیقه ای/ناطور دشت/خرده جنایت های زن وشوهری/ترنم موزون حزن/آدم ها/شب ممکن /احتمالن گم شده ام/پرنده ی من/بیگانه/نون نوشتن و...
موسیقی:دلچسبیده ها(شهیارقنبری) سیمرغ(همایون شجریان)   گوش دادن هزار باره ی کارهای هایده وگوگوش وابی وداریوش ومعین وشجریان
تلویزیون :کلاه قرمزی ودیگر هیچ...





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
همیشه در ذهنم امروز را با اسم مصدق می شناسم به هیچ وجه قصد سیاه وسپید دیدن شخصیت های تاریخی را ندارم اما غیر قابل کتمان است که هیچ شخصی به اندازه ی او در تاریخ معاصر ماندگار نشد .
دریکصدسال گذشته بسیاری بودند که ایدیولوژی صادر کردند داعیه انقلاب و اصلاح داشتند وفریاد مردم خواهی سر دادند با عناوین مختلف والبته بیشتر در پای سخنرانی وبیشتر در جهت کف وهورا ... اگر تمام اقدامات دیگرش را نادیده بگیریم همین نفت هم تا ابد برای جاوید شدن نامش کافیست.
گرچه که جملات حماسی نداشت گرچه که ادای مردمی بودن نداشت اما حماسه خلق کرد برای همین خاک همین مردم...




نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اسفند 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

قاشق زنی :رسم بر این بوده كه افرادی كه حاجت داشتند كاسه ای به همراه قاشق در دست به منزل اطرافیان میرفتند وطلب خوراكی می كرده اند وآنچه را كه دشت می كردند شفا دهنده می دانستند

فال كوزه:افراد خانواده دور هم جمع می شوند كوزه ای دهان گشاد را پارچه می كشند ودر آن اشیا متفاوتی می اندازند كودكی نابالغ همزمان با خواندن ابیاتی از حافظ اشیا را بر می دارد كه  زمان برداشتن شی هر كس با هر بیتی كه همزمان شد فالش می شود

شال اندازی :رفتن بر بام منازل انداختن كیسه ای به پایین كه طنابش در تملك شخص بالای بام است محتویات كیسه خوراكی های گوناگون است كاربردش بیشتر برای پسران دم بخت بوده كه با این كار از خانواده ی دختر دلبری می كردند كه شاید جواب مثبت بشنوند

شب الفه:سر زدن به در گذشتگان در آخرین پنج شنبه ی سال

چهارشنبه سوریتان داغ داغ





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

سرخ می شوی وقتی می شنوی دوستت دارم...

زرد می شوم وقتی می شنوم دوستش داری...

چهارشنبه سوری راه انداخته ایم!!

سرخی تو از من

زردی من از تو

همیشه من می سوزم؟!

وهمیشه تو می پری ...





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

جشن سپندارمذگان یك جشن كاملن ایرانی است

5 اسفند هر سال را در ایران باستان گرامی می داشتند از آن جهت كه فراموش نكنیم عشق ورزی را...





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 اسفند 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

امشب به رسم پارسی قرار بر این است كه شاد باشیم یا در واقع قرار بر این بوده و هست كه یادمان نرود كه شاد باشیم ،شادی دور جمعی خنده ی از ته دل مرور خاطراتی كه من وتو را ما كرد تمام این ها متن یلداست چاشنی اش هندونه و آجیل وتفأل به حافظ و...شب طولانی سال را به حافظ تفأل می زنیم كه هر سطرش را هر گونه كه بخواهیم می توانیم تعبیر به خوشبختی كنیم. شب است و شب را در درون خود میكشد با ذاتش كه روشن است دریچه ای است برای امید...

چله ی زمستان است، از فردای یلدا شب كوتاه تر می شود هر روز كوتاه تر از روز قبل وهر روز روشن تر از روز قبل ،رسم دنیا این است : شب كه به اوج برسد یعنی اینكه سحری پرامید در پشت در منتظر ورود است.

امشب را بیدار می مانیم تا زوالش را ببینیم تا یك بار دیگر بفهمیم هر چقدر هم كه تیره باشد از روشنی گریزی نیست چه مفهومی داشت روشنی ها اگر كه تیرگی نبود،یلدا اگر من وتو را كنارهم نداشته باشد انار ندارد ...

 





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 آذر 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

یلدایم را
با گیسوان تو
صبح می کنم.

 مسعود چم آسمانی




نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 آذر 1390 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
هنوز هم اجاره نشین ها را بعد از بار ها تماشا می بلعم آقای مهرجویی! حمید هامونت وعباس آقا سوپر گوشتت برای جاودانگیت کا فیست. تو قبل از ما می بینی تو که 25 سال پیش معضل مسکن واپارتمان نشینی را  با اجاره نشین هایت دیدی سه سال بعدش چقدر زود فهمیدی که روشنفکران این دیار غریبند حتی در عاشقیت (این زن حق منه این زن سهم منه این زن عشق منه...)
پیامت چه شیوا بود انجا که غربت موزسین ایرانی را فریاد زدی با علی سنتوری با  صدای خشدار چاوشی که بعد از سال ها معنی کلیپ را هم فهمیدیم.تو بودی که با لیلا غبار فراموشی را از زن سازگار ایرانی زدودی وچه زیبا تمام دلمشغولی های یک خانواده ی ایرانی را نشانمان دادی خانواده ی ایرانی با تمام بدی ها خوبی هایش معجزه ی تو همین واقع گراییت هست که افسون میکند نمایش هر پدیده ای با تمام جزییاتش.
آهان راستی داشت یادم می رفت که   تو تنها کسی بودی عشق نوجوانی را جاویدان کردی درخت گلابی و شیطنت های گلی را که عشق را به معنای شرقی اش تصویر کرد.
آقای مهرجویی زادروزت شادباد...





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 آذر 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

خدا کند جشن قربان ببرد از یادمان آن هایی را که جسمشان در بند است.آن هایی که جرمشان اندیشیدن به دیگران بود.

دیگرانی که امروز را  فردا را  به مانند هر روز روزمرگی را سر می کنند.

نه!یادم فراموش نمی شود که تو کجایی دل تنگت را هر روز هر لحظه با خودم می برم هر جا که باشم با توام...

من را ببخش که نیست جسمم در کنارت تو برای خاطرم رنج اسارت خریدی من اینجا منتظر جشن فردایم جشن!!!چه جشنی که من اسماعیل امروزم را نشناخته ام که در غبار روز ها گمش کرده ام.

تو که نباشی جشن قافیه ندارد جشن مثله شده جشن من عزاست درغم نبودنت...

نه !در قامت این جشن هم نبود که چهره ی تو را از ذهنم بکاهد نه این ونه دیگر شادی های این روزها قدرتشان بر درد دوریت نمی چربد.

اسماعیل که تا پای مسلخ رفت وقربانی نشد نمی دانم برای تو که هر روز در ان دخمه های نمناک قربانی  می شوی..چه می توان نوشت.

شادی به مانند لبخند به مانند قهقهه واژه هایی هستند که فقط روز آزادی تو معنا می دهند.





نوع مطلب : روز نگار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic