درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ایمان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فردای امید




من از مردم همین شهرم، همه ی آدمای این شهرم دوست دارم، چون تقریبن هیچ کدومشون رُ نمیشناسم.

از آدمای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم، اگه کسی حرف این مجسمه ها رُ باور کنه، باید بین خودشُ مردم نرده بکشه. من این حرفارُ باور کردم، اصلن باور کردنی هست؟؟؟!!! توانا بود هر که دانا بود؟؟ واقعن؟؟؟
من با اینا غریبم، با مجسمه ی آدما، با آدمای مجسمه...
اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد. آدما از دور دوست داشتنی ترن. شاید می ترسم!! شاید خیالاتی امُ می ترسم با پیدا کردن دوست، مجبور شم از خیالبافی دست بردارم. اما اگر دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن تا اخر عمر به هم دروغ بگن، بهتره تنهایی بشیننُ به چیزایی فکر کنن که دوست دارن.

شب های روشن - فرزاد موتمن




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 آذر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
کم اند کسانی که با چشم شان می بینند و با مغزشان فکر می کنند.
آلبر کامو (منسوب)




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 مهر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
من یکی را می‌شناسم

صبح‌ها لیبرال است

ظهرها چپ می‌زند

و غروب که از کوچه‌ی تاریک می‌گذرد

زیرِ لب آهسته می‌گوید: "بسم‌الله ...!"


سید علی صالحی




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 مهر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()

دیگر دمی به نبودن مانده بود . دمی به مرگ . اما مرگ ،هنگامی که به تو نزدیک می شود ، تن بر تن تو مماس میکند، احساسش نمیکنی . و آن لحظه ایست که خنثایی دست می دهد . مرز دفع دو نیرو. حس رخوتی که از حد تلاش ناشی می شود . آستانه ی مرگ آن است آنچه هولناک می نماید :نه مرکز مرگ

 

گزیده ای از کتاب " جای خالی سلوچ" نوشته محمود دولت آبادی ،نشر چشمه

 





نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 مهر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
الفبا برای سخن گفتن نیست

برای نوشتن نام توست

اعداد

پیش از تولد تو به صف ایستادند

تا راز زادروز تو را بدانند

دست های من
برای جست و جوی تو پیدا شدند

دهانم

كشف دهان توست .


 
ای كاشف آتش
در آسمان دلم توده برفی است

كه به خنده های تو دل بسته است .


از کتاب 53 ترانه عاشقانه شمس لنگرودی




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 مهر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
دیوانه وار پشت سرش دویدم

از پله های پایین رفتم

فریاد زدم : " شوخی بود ، باور کن"

از پیش من نرو !

لبخندی ترسناک چهره اش را پوشاند

به سردی گفت :

 
" در باد نایست ، سرما می خوری."


‍‍‍‍‍‍~~~~~
آنا آخماتوآ

ترجمه: احمد پوری




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 5 مهر 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
آن لبان، پیش از آنکه بگویند، شنیدنی ست

آن دست ها، پیش از آنکه گیرنده باشند، می بخشند

آن چشم ها، پیش از آنکه نگاهی باشد، تماشایی ست....


احمد شاملو




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 شهریور 1391 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()
در چشم های من آهوهایی دویده اند
که شب ها
زیر پتوهای پلنگی می خوابیدند
وصبح ها
به مدرسه می رفتند
تا درس بخوانند و
آدم شوند

از عهده ی آسمان سال های دهه شصت
برمی آید :
جوجه اردک زشتی که تبدیل شد به تانک

ومن!
که لباس های سربازی سوخته را بو
کشیده ام
در سینه ی قبرستان
مادرم را
در آلزایمر
پدرم را
ترسیده ام
 از رفتن های کوچک
 از فراموشی های کوچک
ودر روابط اجتماعی
مدام ،دستمال سفید تکان داده ام
آهوهای من لرزیده اند
زیر ملافه ها
زیر قراردادهای بی تو
امضا زده اند
ونام
ونام خانوادگی شان را کوچک
 نوشته اند
آهوهایمن
آهو های مادر مرده ی من !
تمام مدارک تحصیلی شان را در
قایقی ریخته اند
وبه خلیج های سفارت فرستاده اند
تا در کوچه هایی بدوند
که نام شان
از کشته ها خالی ست
دوباره فکر کنم به تو
دوباره به مادرم
وبه پتوهای پلنگی
وقهرهای کوچک را به پای رفتن های
بزرگ ننویسم.

نسرین احمدی ماهنامه ی تجربه




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
سین سیب را

از لبان تو چیدم

آفتاب اسفند

خیره

از هوش رفته بود

علیرضا پنجه ای ماهنامه تجربه




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 فروردین 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
عکس ارسالی ات را

تازه دانلود کرده ام

یعنی پاسی گذشته از نیمه شب شما

در آنسوی دنیا

همان ساعتی که تو در پیراهن خواب

از آن کریدور باریک

پاورچین به سمت آشپزخانه می روی

ومن نیستم که ببینم

مردد مابین یک بشقاب توت فرنگی و

یک پیاله بستنی میوه ای

در نور یخچال باز ایستاده ای

وبخار سرد وسبکش آرام

می پیچد پرهیب خواب آلوده ات

چه بی رحم است عشق

محو تماشای تو در این حالت

همیشه می گفتم 

((سرما نخوری عزیزم))

اما در دل آرزو می کردم انتخابت

یک قرن طول بکشد




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 فروردین 1391 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

غرض من از صدا کردن مردی که در باران می رفت فقط این بود که به او بگویم خوشبخت هستیم

 حتی نامش را نپرسیدم من نمی دانم چرا هرکسی را صدا کردم و هر کس را دوست داشتم

ناگهان در خم کوچه گم شد

چکیده ای از کتاب بسار زیبای : شعرها و یادهای دفترهای کاهی ، نوشته احمد رضا احمدی ،نشر حوض نقره ای





نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 13 اسفند 1390 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()

زندگی فی‌البداهه
زندگی فی‌البداهه
نمایشی بی‌تمرین
تنی بی‌پُرو
سری بی‌تأمل
از نقشی كه بازی می‌كنم ناآگاهم
فقط می‌دانم كه از آن خودم‌ست، غیرقابل تعویض
موضوع نمایشنامه را
درست روی صحنه باید حدس بزنم
برای افتخار زندگی هنوز آماده نیستم
سرعت جریانی را كه بر من وارد می‌شود به سختی تاب می‌آورم
بدیهه می‌سازم، با آنكه از بدیهه‌سازی بدم می‌آید
بر ناآگاهی‌ام هر گام سكندری می‌خورم
رفتارم بوی شهرستانی بودن می‌دهد
غریزه‌هایم نشان از تازه كاری دارند
ترس صحنه، علتی است برای تحقیر شدنم
به گمانم موجبات تخفیف، ظالمانه است
واژگان و حركات غیرقابل پس گرفتن
ستارگان، تا آخر شمرده نشده‌اند
شخصیت‌ام مثل پالتویی است كه در حال دویدن دكمه‌هایش را می‌بندم
این هم نتایج تاسف‌بار این شتاب‌زدگی است
كاش دست‌كم، بشود چهارشنبه‌ای را از پیش تمرین كرد
پنجشنبه‌ای را تكرار كرد
اما وای، دیگر، جمعه با نمایشنامه‌ای كه نمی‌شناسمش از راه می‌رسد
می‌پرسم آیا این كار درستی است
(صدایم گرفته است
چون حتی نگذاشتند پشت پرده سینه‌ام را صاف كنم)
گمراه‌كننده است كه فكر كنی این امتحانی سرسری
در اتاقی موقتی است، نه
میان دكورها ایستاده‌ام و می‌بینم چه استوارند
دقت همه آكساسوارها مرا متعجب می‌سازد
صحنه‌ای گردان، دیری‌ست كه می‌گردد
حتا دورترین سحابی‌ها روشن شده است
آه، شكی ندارم كه این نخستین شب نمایش است
و هر كاری كه می‌كنم
برای همیشه به كاری كه كرده‌ام بدل می‌شود

ویسلاوا شیمبورسكا شاعر لهستانی





نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
روبه روی خانه ات
یک آدم برفی ساختم
که به جای من منتظر باشد
با هر چه  بلاهت که دارد
بعد تو آب نبات چوبی ات را
در قلب برفی اش فرو بردی
گفتی این شیرینی کوچک
قشنگ ترش می کند
آدم برفی نخندید
حرفی نزد
وبعد خورشید درخشان بهار
آبش کرد
حالا کجاست؟
قلب شکرینش کجاست؟
زنبوری آواز می خواند
کنار آبگیرکی پر از اشک

گو چنگ ترجمه :احمد نادمی   همشهری داستان




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 بهمن 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل‌وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش‌آفرینی
که صورتگری را نبود این‌چنینی
پریزاد عشق رو مه‌آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی چه خوش‌باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی‌تاب
تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق‌‌ترینی
تو یک جمع عاشق تو صادق‌ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه رو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت


دانلود کنید  

آهنگساز :صادق نوجوکی  ترانه :مینا جلایی با صدای داریوش






نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 بهمن 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
هراس و دل آشوبه
زندکی به راستی هرگز آن ما نیست
همیشه از آن دیگران است
زندگی آن هیچ کس نیست ما همه خود زندگی ایم
نان خورشید برای دیگران
دیگرانی که ماییم
زندگی دیگر است همیشه آن جاست
آن سو تر فراسوی تو فراسوی من همیشه در افق
زندگی ای که ما را نمی زید وبیگانه مان می کند
چهره مان را می آفریند وفرسوده می کند
گرسنگی برای بودن ای مرگ ای نان ما !
اکتاویو پاز از کتاب درخت درون




نوع مطلب : شعروترانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic