چهارشنبه 30 آذر 1390

یلدا انار ندارد..

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :روز نگار ،

امشب به رسم پارسی قرار بر این است كه شاد باشیم یا در واقع قرار بر این بوده و هست كه یادمان نرود كه شاد باشیم ،شادی دور جمعی خنده ی از ته دل مرور خاطراتی كه من وتو را ما كرد تمام این ها متن یلداست چاشنی اش هندونه و آجیل وتفأل به حافظ و...شب طولانی سال را به حافظ تفأل می زنیم كه هر سطرش را هر گونه كه بخواهیم می توانیم تعبیر به خوشبختی كنیم. شب است و شب را در درون خود میكشد با ذاتش كه روشن است دریچه ای است برای امید...

چله ی زمستان است، از فردای یلدا شب كوتاه تر می شود هر روز كوتاه تر از روز قبل وهر روز روشن تر از روز قبل ،رسم دنیا این است : شب كه به اوج برسد یعنی اینكه سحری پرامید در پشت در منتظر ورود است.

امشب را بیدار می مانیم تا زوالش را ببینیم تا یك بار دیگر بفهمیم هر چقدر هم كه تیره باشد از روشنی گریزی نیست چه مفهومی داشت روشنی ها اگر كه تیرگی نبود،یلدا اگر من وتو را كنارهم نداشته باشد انار ندارد ...

 


چهارشنبه 30 آذر 1390

گیسوان یلدایی

   نوشته شده توسط: طلیعه    نوع مطلب :روز نگار ،


یلدایم را
با گیسوان تو
صبح می کنم.

 مسعود چم آسمانی


چهارشنبه 30 آذر 1390

دانلود شب یلدا با صدای کوروش یغمایی

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :شعروترانه ،

بلندی مـــــوی سیـــــــــاهت شب یلــــــــــــدا

اشکـــــــای تو به پاکی آب چشمه هــا

سپیدی سینــــه تو برف زمستون

چشمای آبی تو مثل یه دریـــا

من از شروع شب در انتظار تو

تو یار غیر و من همیشه یــــــار تو

بیرون داره میــــــــاد شب از تو خونــه ها

تو خورشید منـــــــی، تـــو هم بیرون بیــــــــــــا!

دانلود کنید


دوشنبه 28 آذر 1390

مرا دریاب

   نوشته شده توسط: طلیعه    نوع مطلب :شعروترانه ،


اگر نام مرا با الماس بنویسند

یا ننویسند، چه تفاوت؟

تو مرا بشناس

تو مرا بخوان

تو مرا دریاب.


نادر ابراهیمی


یکشنبه 27 آذر 1390

اعجاز حضور تو

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :شعروترانه ،

حضورت بهشتی ست
که گریز از جهنم را توجیه می کند
دریایی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم

احمد شاملو
با سپاس از naemeh عزیز


شنبه 26 آذر 1390

در رابطه با قلیان

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :زاویه دید ،

قلیان خواه كه روی حرف قافش فتحه باشد یا كه كسره تفاوتی ندارد مراد از آن همان آلت تفریحی است كه چند سال است كه محل مناقشه شده است شاید كه اگر شخصی از محیط بیگانه وارد این خاك شود با دیدن ولمس این موضوع بسیار متعجب شود

در این روزها باز هم زمزمه ی آزاد سازی استعمال قلیان در سفره خانه ها وقهوه خانه ها به گوش می رسد هر از گاهی خبری مبنی بر موافقت یا مخالفت با استعمال قلیان در خبرگزاری ها ورسانه ها به گوش می رسد ودر نقطه ی مقابل از همان جایی كه زمزمه ی آزاد سازی را می شنویم نوای مخالفت نیز می آید به عبارت ساده تر حكومت تكلیفش با این مساله روشن نیست.

شاید آوردن توجیهات موافقین ومخالفین به پیشبرد اهداف این نوشته كمك بیشتری كند موافقین استفاده در انظار عمومی حرفشان بر این پایه است كه اگر چنانچه قلیان از سفره خانه ها به منازل شخصی وحریم خصوصی برود بیم آن می رود كه در كنارش افراد از مخدر های مهلك تر استفاده كنند وآش از آنچه كه هست شور تر شود پس چه بهتر كه قلیان در دید عموم وبا نظارت حداقلی استعمال شود واینگونه از بار تبعات منفی اش كم شود

اما آن ها كه مخالف حضور قلیان در دید عموم هستند توجیهاتشان قابل پیش بینی تر است می گویند وشاید هم بیراه نمی گویند كه نباید به زشتی ها رسمیت داد واین مصداق اعطای جواز به یك امر زشت است این داستان كمی شبیه ماهواره وحواشی اش شده است حكومت به درست یا غلط نهی میكند اما مردم حتی به قدر یك آخر هفته قلیان را عمومی می كنند

شما چه فكر میكند قلیان در محیط رسمی باشد یا نباشد ؟

 


دوشنبه 21 آذر 1390

ضعف امروز در پوشش افتخارات دیروز؟؟!

   نوشته شده توسط: طلیعه    


شنبه 19 آذر 1390

آدم وسیب وگناه

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :تلنگر ،

دوباره سیب بچین آدم!من خسته ام...بگذار .از اینجا هم بیرونمان کنند!


پنجشنبه 17 آذر 1390

حکایت حسن وحاکم

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :تلنگر ،

حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلات را بگویید حسن نزد حاکم رفت وگفت:گندم وشیر که گفتی چه شد؟مسکن چه شد؟کار چه شد؟حاکم گفت:ممنونم که مرا آگاه کردی همه چیز درست می شود .
یک سال گذشت...حاکم گفت صادقانه مشکلات را بگویید کسی چیزی نگفت کسی نگفت گندم وشیر چه شد! کار چه شد!
تنها از میان جمع کسی گفت:حسن چه شد؟


سه شنبه 15 آذر 1390

برای او که قبل از ما می بیند

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :روز نگار ،

هنوز هم اجاره نشین ها را بعد از بار ها تماشا می بلعم آقای مهرجویی! حمید هامونت وعباس آقا سوپر گوشتت برای جاودانگیت کا فیست. تو قبل از ما می بینی تو که 25 سال پیش معضل مسکن واپارتمان نشینی را  با اجاره نشین هایت دیدی سه سال بعدش چقدر زود فهمیدی که روشنفکران این دیار غریبند حتی در عاشقیت (این زن حق منه این زن سهم منه این زن عشق منه...)
پیامت چه شیوا بود انجا که غربت موزسین ایرانی را فریاد زدی با علی سنتوری با  صدای خشدار چاوشی که بعد از سال ها معنی کلیپ را هم فهمیدیم.تو بودی که با لیلا غبار فراموشی را از زن سازگار ایرانی زدودی وچه زیبا تمام دلمشغولی های یک خانواده ی ایرانی را نشانمان دادی خانواده ی ایرانی با تمام بدی ها خوبی هایش معجزه ی تو همین واقع گراییت هست که افسون میکند نمایش هر پدیده ای با تمام جزییاتش.
آهان راستی داشت یادم می رفت که   تو تنها کسی بودی عشق نوجوانی را جاویدان کردی درخت گلابی و شیطنت های گلی را که عشق را به معنای شرقی اش تصویر کرد.
آقای مهرجویی زادروزت شادباد...


دوشنبه 14 آذر 1390

جستاری در رابطه ی محرم(3)

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :زاویه دید ،

خوب یا بد محرم جزیی از هویت ما شده است هر چند که وارداتی باشدو بر آن سوالات فراوانی وارد باشد مهم این است که نحوه ی مواجهه ما با این پدیده چگونه بوده است.
محرم در حداقلی ترین تعریفش واجد مسایل اخلاقی فراوانی است که می توان با استفاده از ظرفیت های داستان پردازی موجود در آن بسیاری از مفاهیمی را که سال ها زمان می بردرا به راحتی  در اذهان عمومی جا انداخت اما دریغ وافسوس که از ایجاد یک تیاتر خیابانی خانوادگی غافل بوده ایم نمایشی که از هر جهت مفید به نظر می رسد  چه از لحاظ اخلاقی چه مذهبی چه فرهنگی وحتی هنری...اگر سازمان های مسوول در ظهر عاشورا ترتیبی اتخاذ کنند که امکانات برپایی تعزیه فراهم شود به نظر من همگان برنده ایم.







شنبه 12 آذر 1390

جستاری در رابطه ی محرم(2)

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :زاویه دید ،

قبل تر ها اگر صحبت از بدعت های محرم میشد ذهن ها به سمت قمه زنی و علم ها می رفت که خوشبختانه چند سالی است کمتر مشاهده می شود اما باز هم مسیر محرم ومناسکش به انحراف می رود این بار با ابزاری دیگر به مانند خیمه هایی که با داربست یک چادر در  هر محله ای مشاهده می شود چند جوان که تعداد ان ها غالبن از ده نفر تجاوز نمی کند در این چادر ها که بیشتر به پاتوقی جوانانه شبیه است تجمع می کنند وبا توزیع چای در بین رهگذران به اصطلاح ردای عزاداری بر تن می کنند .
آنچه در سطور بالا امد فقط ظاهر این مکان های موقتی است اماکنی که از اخر شب هایش بوهای بدی به مشام میرسد بماند که در مواقعی که بسیاری از مساجد جای خالی دارند وجود این مکان ها چه ضرورتی دارد.
نکته قابل اشاره ی دیگر ماشین نوشت های افراطی است که فضای بصری را به شدت آشفته می کند به لطف گواش های رنگارنگ افراد نمای اتومبیل هایشان را با تابلو اعلانات اشتباه میگرند واعتقاداتشان را خیابانی می کند.
نوحه هایی که در سبک بلوز وراک وپاپ با زمینه ی ملودی های لس انجلسی ساخته میشود که الودگی صوتیش در اکثر اوقات گوش ها را ازرده می کند نیز از دیگر بدعت های این سال هاست.
مقوله ی دین به نظر نگارنده امری درونی است واین مسیر ها بعید است که ما را به رستگاری برساند.


شنبه 12 آذر 1390

زن آینده

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :بسته پیشنهادی فرهنگی ،

مطالعه کار راحتی است کتاب ما را در آغوش می گیرد ونرم وسبک به خواب می برد به دنیای فراموشی.
مشکل بزرگسالان این است که بزرگ نشده اند اما دیگر بچه هم نیستند هیچ اعتمادی نمی توان به آن ها داشت.
اگر می خواهید مرد ها دوستتان داشته باشند اول ترکشان کنید آن وقت می بینید که چقدر خوب ومهربان می شوند  :بره های واقعی
موسیقی ما را از دروغ گفتار ازاد می کند
چند خط از کتاب (زن آینده) نوشته ی کریستیان بوبن مترجم:مهوش قویمی  انتشارات اشیان


سه شنبه 8 آذر 1390

جستاری در رابطه ی محرم

   نوشته شده توسط: ایمان    نوع مطلب :زاویه دید ،

مبنای وجود محرم در تاریخ اسلام چیست ؟پرسشی كه پاسخش را بارها اینگونه شنیده ایم :محرم آمد تا اسلام ماندگار شود

اما معنی گزاره ی بالا چه می توان باشد،آیا ماندگاری دین اسلام در این است كه بعد از 1400 سال در هر محله ای هیاتی باشد و بلند گویی و مداحی وسنج وزنجیرو..اصلن پربودن مساجد وشركت در جماعت به اصطلاح عزادار چه چیزی به ما واسلام می دهد اضافه كردن پیشكش بهتر است بپرسیم چه چیزهایی را در خلال این شب ها مدام از دست می دهیم؟

كار تا آنجا پیش رفته است كه از مذهب هم سهممان چیزی به جز ظواهر آن نیست،چه تعدادی از مردمی كه در مراسم مذهبی شركت می كنند به واقع ظلم ستیزند ،چه تعداد از آن هایی كه هر شب این دهه را پاس می دارند آزادگی حسین ویارانش را دارند ؟،حركت عاشورا برای آن بود كه فضایل اخلاقی یاران حسین را آویزه ی روحمان كنیم نه آنكه صرفن لباسی تیره بپوشیم و داعیه عزاداری داشته باشیم.

هر زمان كه آموختیم آگاه وآزاده وبه دور از هر گونه غل وغش باشیم آن زمان یاور حسینیم نه امروز كه با شركت در فستیوال های مذهبی خلا های هیجانی خود را پر میكنیم وآن را به حساب پرهیز كاری مان می نویسیم.



دوشنبه 7 آذر 1390

كارتون

   نوشته شده توسط: طلیعه    نوع مطلب :کارتون ،

Yuriy-Kosobukin-Ukraine