تبلیغات
فردای امید
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ایمان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فردای امید




آلبوم جدید محسن چاووشی مطابق معمول با استقبال بی نظیر طرفدارانش مواجه شده پدیده ای که نوشتن درباره ی چاووشی رادشوار میکند ،هر نقد و نوشته ای درباره ی او  با واکنش های احساسی مواجه میشود ....

اما در رابطه با (پاروی بی قایق):لحن متفاوت ترانه های کار شده در این آلبوم قابل توجه می باشد ،خاصه آنکه چاوشی طرفدارانی از قشرهای متفاوت داردو با استفاده از ترانه هاییی به شدت تصویری و با قدرت روایی بالا گوش مخاطبانش راحرفه ای تر کرده ،ترانه هایی نظیر (قطار )در آلبوم قبلی و (خواب )در این آلبوم ترانه هایی پیچیده و در عین حال دلنشینند ،اگر کمی ملودی همراه این ترانه ها میشد به جرات این آلبوم یکی از متفاوت ترین ها در این چند سال اخیر بود، حیف از فقر ملودی و شلوغی تنظیم ها که در بعضی قطعات نگذاشته صدای ترانه به گوش برسد حتی در آلبوم های کاملن الکترونیک و راک  فرصت بیشتری برای عرض اندام ترانه فراهم استاما در اینجا ترانه ها تلف شده...

اجرای چاوشی در اکثر قطعات ازحد مقبولی پایین تر نمی آید و البته در بعضی قطعات مثل (وصیت )شبیه به مرثیه و نوحه می شود، اما در قطعاتی چون (جز )و (خواب )و یا (پاروی بی قایق )کلمات به درستی و با احساس متناسب ادا می شوند ،در مجموع تلاش چاوشی برای ارتقای سطح سلیقه ی مخاطبش و آزمون روش های جدید در انتشار یک اثر موسیقیایی قابل تحسین می باشد هر چند که پاروی بی قایق می توانست پخته تر باشد اما همین هم غنیمتی است حداقل در اینجا با انبوه کاورهای استانبولی و اسپانیایی و ...مواجه نیستیم.

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 مهر 1393 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
به تازگی (زنده تر از زندگی) به قلم کریستین بوبن با ترجمه ی دل آرا
قهرمان توسط نشر کتاب پارسه منتشر شده است ، تا یک اثر دیگر از بوبن به
بازار کتاب ایران اضافه شود،  اما چرا بوبن در ایران محبوب است ؟ یكی از
لایك خور ترین پست های صفحات اجتماعی  جملات بریده شده از آثار ادبی است
،واژه هایی ساده که با هم نشینی کنار هم مفاهیم عمیق را منتقل میکند کتاب
های بوبن سرشار از این جملات است او یک قطعه نویس است و خواننده را به
چیزهای کوچک و به نظر ناچیز ارجاع می دهد فلسفه خوانده  و نگاه فلسفی اش
در جای جای متن سایه انداخته نگاهی فراتر از یک نگاه سطحی به عادی ترین
اتفاقات روزمره  به نوعی ورای هر چیزی را دیدن(گردش کردن یک هنر عاشقانه
است هنر بافندگی  حرکت بدن ها و حرکت اندیشه ها .. ،ایزابل بروژ :
برگردان مهوش قویمی) اما مهم تر از مضامین مورد توجه بوبن نوع بیان
شاعرانه ی نویسنده ی فرانسوی است که رمان هایش را بیشتر شبیه یک شعر بلند
می كند : ترکیب نگاه فلسفی و بیان شاعرانه در اثار بوبن دلنشین شده است ،
 به عنوان مثال (در زندگی چیزی جز خودمان برای یادگیری وجود ندارد چیزی
یا کسی باید بهانه شود تا بفهمیم کی هستیم :یک کتاب،یک درخت گیلاس،و...
ایزابل بروژ)
ادبیات بوبن به گونه ای که انگار حرفش را در گوشتان زمزمه می کند به
دنبال فخر فروشی نیست روایت را ساده و سر راست به پیش می برد اما بعد از
خواندن داستانش تا مدت ها به زندگی به عشق به جزییاتی که تا قبل از آن
درگیرش نبوده اید فکر می کنید پشت واژه های پیش پا افتاده ی بوبن جهان
بینی وجود دارد،فرانسوی پر کار به شدت از عناصر طبیعی در توصیف فضا و
تشبیهات استفاده می کند زمین و آسمان و ابر و درخت  حضور پر رنگی دارند
وخب فضای نوشته هایش به همین دلیل خیلی لطیف است ،بوبن دنیای فلسفه و
منطق را در ظرف احساسات گرایی می ریزد و به خورد مخاطبش می دهد با آنکه
با ظرافت به پوچی زندگی اعتراف می کند اما توامان امید را هم برجسته می
کند(باید دوباره به دنیا آمد تا بشود كمی زندگی كرد باید جسما به دنیا
بیاییم وبعد روحا هر دو این تولد ها همچون كندن می ماند، زنده تر از
زندگی  ) .
 مولفی که ظریف می نویسد را باید ظریف خواند وگرنه از لایه های پنهان متن
محروم می شوید سورئالیسم موجود در آثار بوبن گل درشت نیست که پسش بزنید،
برای این روزهای مشوش که حوصله بس تنگ است (بوبن) توصیه می شود!! هم
لطیفتان می کند هم عمق می دهد به روز مرگی...

 

 هفته نامه چهلچراغ  ( ایمان عبدلی)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
یادنوشت شاملو در زادروز 93 سالگی اش 21آذر ماه ...

 پیامبر واژه ها

درمورد شاملوی شاعر گفتنی ها گفته شده: شعر شاملو شبیه آلوچه ای است که
روزی چند دانه اش به دل می نشیند اما شاملوی مترجم کمتر دیده شده زبان
لطیف شاملو در برگردان (مر گ کسب و کار من است ) وجه دیگر خودش را نشان
می دهد ،راوی داستان از کودکی درگیر مذهب مداخله گر و دست و پاگیر پدر
شده و بعدتر در  نوجوانی به ورطه ی فاشیسم می افتد ودر انتها به خدمت
هیتلر در می اید، (روبر مرل) دنیای ذهنی  راوی را به خوبی تصویر می کند و
در کنار آن آنچه که بر شخصیت اصلی رمان می گذرد راشرح می دهد:قصه ی
(رودلف فرانتس هوس) از فرماندهان ارشد هیتلر و اردوگاه یهود سوزی( آوش
ویتس) بر مبنای واقعیت با کمی خیالپردازی ..
  استفاده از  تمهیداتی چون: ذکرجملات و اصطلاحات  خاص آلمانی به خلق فضا
کمک شایانی کرده  چه بسی معادل فارسی این اصطلاحات مخاطب را از درک روایت
دور می کردو البته پانویس های به جا و موجز كه داستان را روان کرده است،
مخاطب با قدرت داستان گویی مولف همراه می شود و در کنارش با استفاده از
پانویس ها هر آنچه که بر آلمان نازی در جنگ اول و دوم جهانی گذشته را به
صورت مستند دریافت می کند.
با توجه به محتوای کتاب تحمل این حجم از خشونت در یک بستر مستند یا حتی
داستانی به هیچ وجه میسر نبود شاید فقط یک( شاملو) با مقدمه ای که کم از
صفحات اصلی ندارد می توانست رمان را قابل تحمل کندو اگرسیاهی داستان با
آهنگین بودن ترجمه  ی شاملو همراه نبود رمان در همان چند صفحه ی اول پس
زده میشد، روبر مرل در نگارش (مرگ کسب و کار من است) بدون شک الهام بخش
بسیاری هنرمندان بعد از خودش بوده فضا سازی عالی و شخصیت پردازی فوق
العاده ی نویسنده و برگردان با ظرافت متن برخی از صفحات را که حاوی
جنایات وحشیانه حکومت نازی است را غیر قابل تحمل می کند  به عنوان نمونه
آن بخش های از داستان که شرح به کوره انداختن قربانیان است.
 شاملو نشان می دهد که انگار خیلی مهم نیست  از چه احساسی می نویسم مهم
تر این است که از هر احساسی چگونه می نویسیم  خالق عاشقانه ترین لحظه های
شعر معاصر فارسی با واژه هایش خشونت را به بهترین شکل توصیف میکند آنقدر
که درک می کنیم که  کشتن هم مثل هر کاری دشواری های خاص خودش را دارد !!
در ترجمه حداقل بخشی از ظرافت های متن اصلی از بین می رود اما شاملو با
استفاده ازمعادل های عامیانه و حتی گاهن محلی به طور مثال (کتله =نوعی
سرپایی در گویش شمالی) موازنه را رعایت کرده تا مخاطب در خواندن رمان
دچار لکنت نشود در عین اینکه با وازه های آلمانی در فضای داستان قرار می
گیرد با متن احساس نزدیکی داشته باشد ، شعر شاملو اگر آلوچه ی نمکین باشد
نثرش(ترجمه) انگور بی دانه ا ی است که ازخوردنش(خواندنش) سیر نمی شویم.

 

 ( ایمان عبدلی )  هفته نامه چهلچراغ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
قصه گو رفت و قصه ی او ماند...(نیما )

نوشتن درباره ی آل احمد و آثارش بدون پیش  داوری و قضاوت کار بسیار
دشواری است شاید فارغ ترین اثر آل احمد سنگی بر گوری باشد که به طور
مستقیم درگیر هیچ ایدئولوژی یا کنش سیاسی نیست جلال در این کتاب بی
رحمانه صداقت دارد و من راوی مثل همیشه ی آل احمد، روان  است و با نثر
شکسته از بچه دار نشدن خودش و همسرش می گوید و از قضا این همسر سیمین
دانشور است همین هم داستان را برای مخاطب جذابتر می کند: میل به کشف
زندگی خصوصی افراد مشهور، نوع داستان گویی در( سنگی بر گوری) پیچیده
نیست، من پر رنگ راوی از خودش، زندگی اش، دغدغه های درونیش که در رابطه
با نازایی است می گویداز خصوصی ترین لایه های زندگی دو نفره اش،حتی اسپرم
هایش را خطاب قرار می دهد.
 شاید نقطه ی عطف داستان را جسارت بی انتهای نویسنده دانست که البته با
بیان مصایب نازایی  در غالبی رئال و کاملن واقعی حس همذات پنداری مخاطب
را تحریک می کند زبان طنازانه  در توصیف دنیای بی فرزندی  واشارات ظریف
به فرهنگ ایرانی وحتی در ادامه ی آن طرح سوالات شبه فلسفی کتاب را دلنشین
کرده  (سنگی بر گوری) را می توان تنها کتاب آل احمد دانست که تاریخ مصرف
ندارد .
جلال (سنگی بر گوری)  متفاوت است و درعین تفاوت امضایش را پای اثر ثبت
کرده واز واژه سازی هایش غافل نشد (عدالت پایین تنه ای) تقاوت عمده
آنجاست که نمی توان به راحتی مصادره اش کرد او در این داستان بر خلاف
توقعی که از موضوع کتاب می رود به دنبال جلب ترحم خواننده نیست چه بسی از
بچه دار نشدنش دفاع می کند، خود افشایی( من) راوی تا حدیست که ترسی ندارد
که خیانت هایش را هم روی کاغذ بیاورد( نظیر آنچه که در آمستردام بر سرش
گذشته) گرچه که فرم و نثر کتاب پیچیدگی خاصی ندارد تا جایی که برخی از
صفحات بیشتر شبیه خاطره نگاری است(مانند آن بخش از کتاب که ماجرای سفر به
کرمانشاه را روایت می کند)و حتی عامدانه ساده نوشته شده اما همین عامل
ضرباهنگ متن را سریع و جذاب کرده به اصطلاح خوشخوان شده حیف که نویسنده ی
کتاب عمر بیشتری نکرد که به جای بازتاب عقاید سیاسی اش  اینچنین بی پرده
و با صراحت از درونیاتش بگوید گرچه در زمان انتشار همین اثر هم جلال در
قید حیات نبود واگرهمت  سیمین دانشور نبود شاید هیچ وقت کتاب منتشرنمی شد
او بود که با انتشار این داستان جلال را امتداد داد همانطور که خودش دوست
داشت واژه ها ادامه اش دهند نه تخم و ترکه ...برای شناخت بی واسطه تر آل
احمد در تولد 90 سالگی اش بی گمان سنگی بر گوری انتخاب مناسب تری است
هرچند که در هیاهوی غرب زدگی و مدیر مدرسه و.. کمتر به ان پرداخته شده
باشد.
 هفته نامه چهلچراغ  (ایمان عبدلی )




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

ما تا چه اندازه در قبال رفتارمون مسولییم ؟رفتار ما تا چه اندازه  وتا كجا برای ما مسولیت میاره ؟ فیلم گذشته (اصغر فرهادی) شاید بر پایه ی همین پرسش ها بنا شده ، البته در غالب فیلمنامه ای پر از جزییات....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 آبان 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

همسایه ها را نمی توان قاطعانه رمانی سیاسی نام گذاشت گواینكه دو فصل عمده ی داستان در بند و انفرادی می گذرد اما با دقت در ساختار داستان وجه اجتماعی آن برای مخاطب پر رنگ تر می شود ،داستان از از زبان نوجوانی به نام خالد روایت می شود حدودن 15 ساله و ساكن اهواز از خانه ای شروع میشود كه ساكنانش همه درگیر فقرند هم فرهنگی هم اقتصادی ، از جایی به بعد راوی كه حالا جوانی بالغ است برای كمك به خانواده وارد فضای كسب و كار در قهوه خانه می شود دنیای آدمهای قهوه خانه درگیرش می كند و دست به توصیف نارضایتی های فضای عمومی میزند كارگران و راننده هایی كه تب ملی شدن صنعت نفت به شدت آنها را درگیر كرده: در اینجا هم احمد محمود سیاسی شدن طبقات پایین را كه غالبن بنا به احساسات هدف خوبی را از راه نه چندان هموار انتخاب می كنند تصویر می كند در همین خلال نقطه ی عطف رمان شكل می گیرد جایی كه شخصیت اصلی رمان بنا به یك شیطنت پایش به كلانتری باز میشودو ناخوداگاه وارد اعتراضات سیاسی می شود تا جایی كه حتی مجبور می شود قید دیدن معشوقه ی سیه چشمش را هم بزند و آنقدر آلوده میشود كه در زیر شكنجه ها ی انفرادی با فلاش بك های متعدد و سینمایی كه با ظرافت نوشته شده  یادش می افتد كه چه كرده !!

دیالوگ نویسی ها در سرتا سر داستان غالبن واقعی بوده واز جملات نمایشی میان شخصیت ها خبری نیست فضای انفرادی آنقدر خوب تصویر شده كه بدون مراجعه به زندگینامه ی نویسنده  متوجه می شویم كه او این فضا را تجربه كرده به عنوان مثال :بازی با نوری كه از منفذ بالای سقف وارد انفرادی می شود گذر روز و شب نشان داده میشود یا تشنگی زندانی برای شنیدن صدا و دیدن آدمها وتوصیف فضای مالیخولیای انفرادی همه و همه از درخشانترین بخش های كتاب است و البته توصیفات مربوط به شكنجه كه درگیر رمانتیسم نمی شود ، احمد محمود با استفاده از تعبیرهای تكراری در توصیف شخصیت ها پیام های ظریفی به مخاطب می دهد (دندان های زرد ،صورتهای پر آبله ،گونه های استخوانی ..)بدین وسیله ضعف و درماندگی افراد جامعه را در صورت هایشان توصیف می كند  یا با تكرار المان منقلی بودن نظامیان، افراد نظام را فاسد نشان می دهد.

 از جایی كه راوی ازانفرادی خارج و وارد بند عمومی می شود ،روایت از لحاظ ساختاری دوباره به بخش های آغازین كتاب پیوند می خورد فضای زندان شبیه سازی شده به فضای خانه وزندانیان نیز به همسایه ها منطبق میشوند دوباره بستر برای طرح معضلات اجتماعی فراهم میشود از قاتلی كه خود برای مقابله با بی ناموسی خواهرش را به قتل می رساند و به نوعی همان قانون گریزی قیصر كیمیایی را دارد یا بلم رانی كه بر سر اختلافی جزیی همكارش را می كشد و...اینجا هم طبقه ی هدف فرو دستان می باشند و به بهانه ی آنها معضلات جامعه روایت می شود در تمامی طول روایت به شكلی ظریف و خارج از اراده همراه خالد شیطنت می كنیم عاشق می شویم و شكنجه می بینیم و سر می خوریم به دنیای سیاست.. بزرگترین نقطه ی قوت رمان همذات پنداری مخاطب با خالد است و شاید اگر شخصیت های فرعی كمتر تیپیكال بودند حتی فضای همذات پنداری با آنها نیز فراهم میشد ضمن اینكه احمد محمود در زمره ی نویسندگان شرجی نویس است كه با واژه ها وتوصیفاتی چون:(عرق دیوار ،سرما ی نموك ،غرش كارون ...)فضای جنوب را به خوبی توصیف می كند .

همسایه هاالگوی مناسب ریالیسم اجتماعی است  نوجوانی از بستر فساد درگیر با زن همسایه به بستر اعتراضات تحت سازماندهی حزب توده می افتد و در نهایت عمرش را از دست رفته می بیند

هفته نامه چهلچراغ    (ایمان عبدلی)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 مهر 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

دقیقه 3 بازی سپاهان و پرسپولیس ، محسن قهرمانی در تصمیمی عجیب با اخراج بازیكن پرسپولیس و اعلام ضربه ی پنالتی به نفع سپاهان جامعه ی فوتبالی را شوك زده می كند، گزارشكر اصفهانی در اظهار نظری عجیب این تصمیم را (قاطعانه و شجاعانه )می نامد.خیلی قبل تر از اینها  تصمیم به بستن صدای تلویزیون هنگام تماشای فوتبال  را گرفته ام  اما حین تماشای این مسابقه بنا به تصمیم جمع مجبور شدم صدای گزارشكر احساساتی را بشنوم كه مانند بسیاری دیگر از همكارانش نمی تواند موقعیت سنجی كند و احساساتش را كنترل كند تفاوتی هم ندارد این احساسات در جهت كدام تیم خرج شود در هر صورت با شنیدن این صداهای جانبدارانه فوتبال دیدن خیلی سخت می شود ...

 ایمان عبدلی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
(سرزمین گوجه های سبز ) رمانی تلخ و عبوس است كه خوانش آن نیاز به ذهن
ورزیده ای داردكه در كنار تلخی لحن ،از ظرافت های شیرین ادبی اش لذت
ببرد،داستان چهار دانشجوی لهستانی مهاجر، كه تحمل استبداد را ندارند واز
طرفی ترس از دیكتاتوری تا جزیی ترین لایه های زندگی آن ها نفوذ كرده و
البته در آخر هم زور آن ها به پاسدار های حكومت رومانی نمی چربد یا فراری
می شوند یا دست به خود كشی می زنند ،رمان روایتی خطی ندارد وزمان و مكان
در غالب متداول جای نگرفته به عبارتی كتاب الگوی كامل و مشخصی از ادبیات
پست مدرنیسم است ، زبان استعاره ای و كنایه آمیز (مولر) كه گاه برای
توصیف خشن ترین صحنه ها شاعرانه هم می شود، مجال مناسبی برای قدرت نمایی
(مولر) است ،ظرافت های زبانی به كرات به چشم می خورد،تمام شخصیت های فرعی
كتاب نظیر مادر راوی ،تشدید كننده ی فضای یاس آور داستان هستند، (هرتا
مولر) نویسنده ی كتاب از حسرتی عجیب می گوید:(كورت در گوشم گفت :نمی دانم
چرا خواب تیغ صورت تراشی می بینم )، جامعه را توصیف میكند:(تنها كسانی كه
قصد فرار نداشتند دیكتاتور و پاسدارانش بودند) بیانیه می دهد:(احمق یا
هوشمند بودن دلیلی برای دانستن یا ندانستن چیزی نیست .بعضی ها  خیلی می
دانند ،ولی نمی شود آنها را باهوش دانست .بعضی ها هم زیاد نمی دانند ،ولی
نمی شود آنها را احمق تصور كرد .)، خفقان  را تصویرمی كند: (ما عادت
نداشتیم كه اسرار را پای تلفن فاش كنیم .زبان ما با ترس بسته شده بود
)،طرح روی جلد همنشینی جالبی با محتوای كتاب دارد: تصویر دو چشم بهت زده
كه در پشت میله ها محصور شده است ،نویسنده چون تجربیات شخصی اش را در
ساختاری مناسب قرار داده، داستان باور پذیر درآمده است، با این حال به
دلیل فرم رمان هنگام خواندن به تمركزنیاز دارید ، كاش مترجم محترم
(غلامحسین میرزا صالح )از معادل دیگر عنوان كتاب استفاده می كرد (قلب
حیوانی)،چون رمان ،حكایت قلب های حیوانی مردمان یك جامعه است .نشر مازیار
در 255 صفحه این كتاب را منتشر كرده است.

 

این مطلب تحت عنوان نقد كتاب سرزمین گوجه های سبز به قلم من (ایمان عبدلی ) در هفته نامه 40 چراغ  پنجم مرداد ماه 1392 منتشر شده است






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

اگر که تو هم معتقدی (حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست ،برای زنده نگه داشتن عشق است )و اگر که مثل من فکر می کنی که (عاشق یاغی است )پس یاغی شو و از حافظه ات کمک بگیر .برای همسرم  22/03/88

پاراگراف بالا تمام متن تقدیمی من به همسرم بود متن را مابین  عنوان کتاب (یک عاشقانه ی آرام) و نام نویسنده (نادر ابراهیمی)نوشتم حدود 10 سانت فضا داشتم که برای متن من کم بود به ناچار تاریخ را مابین نام نویسنده و لوگوی انتشارات روزبهان ثبت کردم کتاب را کادو پیچ تحویل پست دادم تا به آدرس منزل پدری همسرم تحویل بدهند این اولین هدیه من بود در آن شرایط فکر می کردم که با این کتاب و محتویاتش تاثیر مثبتی روی رابطه ام با همسرم خواهم گذاشت غافل  از اینکه ..خب پدر همسرم خیلی موافق وصلت ما نبود و به همین خاطر چند ماه اول را عقد رسمی نبودیم  و رابطه ی ما محدود میشد به مهمانی هایی که دو طرف ترتیب می دادند و طبیعتا از ماهی یکی دو بار تجاوز نمی کرد  پس باید از فضای کتاب بیشترین استفاده را می کردم و خیلی از گفتنی ها را می گفتم صفحه ی 2 که شناسنامه ی کتاب بود و صفحه ی 3 هم که مقدمه نادر ابراهیمی ،بهترین جا همان صفحه ی اول بود فکرش را هم نمی کردم لحظه ی تحویل بسته فقط پدر خانمم منزل تشریف داشته باشد و آن جمله ی ( عاشق یاغی است)مثل کبریتی شود بر انبار باروت ...

دو روز بعد مادر زن محترمه تماس گرفتند که پاشو بیا اینجا ،آنقدر شاد بودم که نپرسیدم چرا ؟ فکر می کردم بالاخره اعتمادشان را جلب کردمو و مجوز رفت و آمد صادر شده :کت و شلوارم را پوشیدم  با پیراهن صورتی ،سعی کردم رسمی و مردانه لباس بپوشم همان جوری که پدر همسرم می پسندید ، فرصت مناسبی بود که دلبری کنم .

وارد خانه شدم مقابل در روی مبل نشسته بود چهره ی غضب آلودش را هیچ گاه فراموش نمی کنم همان کتاب دستش بود رنگ زرد و آبی روی جلد را شناختم طرح زرد رنگ قلب روی جلد را طوری سفت چسبیده بود که انگار جگر دامادش را فشار می دهد از خیالات خوشم بیرون آمدم سکوت خانه آرامش قبل از طوفان بود ..

حالا واسه من تدریس یاغی گری می کنی ؟

نه خدا نکنه ..

صفحه ی اول کتاب را مقابل من نگه داشت با دندان قروچه گفت :این چیه ؟ اشاره اش به جمله ی (عاشق یاغی است )بود .

این یکی از جملات کتاب چیز خاصی نیست .سو تفاهم شده

گرمم شده بود لیز خوردن قطرات عرق را روی پیشانی ام حس می کردم می دانستم که همسرم تمام حرف ها را از اتاقش می شنود

بسه دیگه ! با این جملات عاشقانه نمی تونی کسی رو تحت تاثیر قرار بدی حد اقل تا وقتی که من زنده ام .

اشتباه از من بوده این جمله ادامه داره من فراموش کردم کامل بنویسم (عاشق یاغی است اما یاغیان بزرگ اصولی دارند )باور کنید من خارج از چهارچوب کاری انجام نمیدم

کمی آرام شده بود ،همسرم به همراه مادرش از اتاق بیرون آمدندو به ما اضافه شدند شام را در کنارشان بودم با پدر همسرم در رابطه با کتاب حرف  زدیم از عشق عسل گفتم (معشوقه ی داستان )از پایداری اش و از احترام به خانواده ..آخر شب بعد از چندین بار ور انداز کتاب باور کرد که این یک عاشقانه ی آرام است.

 

ماهنامه ی همشهری داستان  (ایمان عبدلی )





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 تیر 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

:امروز فاطمه رو تو پارك دیدم ، حواسش نبود خواهراشو من دیدم اون دختره رو هم به عنوان خواهرش معرفی كرد من كه میدونم دوست دخترش بود ...

: ابجی، یعنی چی دوس دخترش بود؟ مگه همكلاسیت دختر نیست ؟

:چرا

مات و مبهوت به گل فرش خیره شدم نمی خوام باور كنم به امید روزنه ای دوباره آبجی را سوال پیچ می كنم:خب بگو دوستشه دیگه

:نه دوست دخترشه رابطه ی سالمی ندارند ..!!!!اینو میگه اما روی خیره شدن تو چشمام رو نداره شرم نوجوانی صورتشو گل انداخته با كنترل تلویزیون بازی می كنه كه نگاهش با نگاهم روبرو نشه

:عجب چیزایی می شنوم یعنی تو یه دبیرستان دخترانه هم از این مسایل هست چقدر من بی خبرم

:اكثر بچه ها یه دوس دخترو دارند شاید فقط 20 نفر از 200 نفر بدون دوس دخترو دوس پسر باشند تازه ما به كسی كه فقط دوس پسر داشته باشه میگیم سالم به قول شهرزاد  هیچ كس تنها نیست

:خب چرا جلوگیری نمی كنند مسوولین دبیرستان؟

:مدركی ندارند ...

:چطور وقتی طرف كوچكترین تمایلات داره شناسایی می كنند  حالا تو این افتضاح اخلاقی فقط نگاه می كنند. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

زیرنویس :رای می دهم چون وطنم را دوست دارم ....   رای می دهم چون آمریكا بفهمد هیچ غلطی نمی تواند بكند ....

كلیپ : صدای خواننده با تصاویر حماسی تركیب می شود ، وطن ای هستی من شور سرمستی من،  پرچم ایران وجمعیت خیابان وخلیج فارس و ...

آنونس :تصاویر سریال امیر كبیر با پخش گزیده دیالوگ هاهمراه می شود صدای یك موسیقی حماسی شنیده می شود ....الان پای خارجی در میونه نباید عقب بنشینیم ....

اخبار ساعت 10 :گزارشگر با شور و هیجان رو به جمعیت :شمااااااا رای میدییییین ؟ جمعیت با فریاد :بلللللللللللللللللله

خبرگزاری :یك مقام مذهبی :هركس رای ندهد به جهنم رفتنش قطعی است .....

خیابان مقابل ستاد یكی از كاندیدا:ظروف یك بار مصرف ولو شده روی زمین دو خانم مقابل در نشسته اند بروشور ها كف پیاده رو را فرش كرده اند ....ای ای ای دل دیووونه ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 خرداد 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
حرف که میزنی
 من از هراس طوفان
زل میزنم به میز به زیر سیگاری
به خودکار
تا باد مرا نبرد به آسمان .
لبخند که میزنی
من
عین هالوها
زل میزنم به دست هایت
به ساعت مچی طلایی ات
 به آستین پیراهن ات
تا فرو نروم در زمین .
دیشب مادرم گفت تو از دیروز فرورفته ای
در کلمه ای انگار
 در عین
در شین
در قاف
در نقطه ها.....
 
و دست هایت بوی نور می دهند ،نوشته ی مصطفی مستور،نشر مرکز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : طلیعه
نظرات ()

دیدنی :

عشق (amour)   كارگردان :هانكه   زوج میانسالی كه سال های پایانی زندگی عاشقانه شان درگیر بحران بزرگی می شود ...

پرسه درمه   كارگردان :بهرام توكلی  آهنگسازی روند خلاقیتش می خشكد  و زندگی زنا شویی اش دستخوش بحران می شود ...

قصه ی پریا   كارگردان :فریدون جیرانی  روزنامه نگاری مبتلا به عشق نامتعارفی می شود ... 

شنیدنی :

آلبوم حریق خزان  علیرضا قربانی      قطعه ی دلنشین :ارغوان 

آلبوم خاطرات مبهم  رضا یزدانی   قطعه ی دلنشین :ادامه بده

 پرستو ها  از آوا    نفر دوم آكادمی 2012

خواندنی :

روزنامه ی بهار         

 سرزمین گوجه های سبز  هرتا مولر   

دكتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد   رحیمیان

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()

راننده تاكسی :40 تومن واسه امتیازش هزینه كردم كه تو بیای سر خط مسافر منو بقاپی ؟!

راننده ماشین شخصی :خودش انتخاب كنه من كه زورش نكردم ..

راننده تاكسی :بهت گفته باشم حركت كنی قبل چها ر راه می گیرمت

راننده ماشین شخصی :تهدید می كنی ؟

راننده تاكسی :گفته باشم دیگه ...

مسافر كه نظاره گر بحث راننده ها بود پلاستیك دستش را جا به جا می كند نفسی می گیرد و وارد بحث می شود :آقا من اصلن دوس دارم با شخصی برم زور كه نیست

راننده تاكسی :مگه شهر هرت ؟

مسافر :كمتر بگیر خب

راننده تاكسی: نرخش 8 تومنه

مسافر عصبی شده دو تومن هم غنیمته :من اصلن شخصیتم در حد تو نیست

راننده تاكسی :تو اگه شخصیت داشتی اینجا نبودی

گلاویز می شوند پلاستیك روی زمین می افتدو پاره می شود بازار فحاشی داغ است راننده های دیگر هم اضافه می شوند...    





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 فروردین 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()
زمین سنگ است یكپارچه /كرگدنی سرخم می كند ولیس می كشد با دهان خالی / می جود / آن وقت تفاله ی فصل را برزمین تف می كند/ آنجا كمی آن طرف تر / پوستت چغر می شود در فصل كرگدن       (بهمن قبادی)



نوع مطلب : بسته پیشنهادی فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 فروردین 1392 :: نویسنده : ایمان
نظرات ()


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...